استفاده از خودروی خارجی؛ به چه قیمت؟

۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ کد خبر : 817
١- تقريبا سالي نيست كه آغاز شود و رهبر انقلاب در همان هنگامه تحويل و تحول سال، از اقتصادِ تاب آور، توليد ملي، اشتغال داخلي و ضرورت حمايت از كار و سرمايه ايراني نگفته باشند.

اقتصاد مقاومتي، ترجمه دقيق تري از اقتصاد بدون نفت است. اقتصادي كه در آن، قيمت نهاده هاي اوليه و محصول تمام اش را خودمان تعيين كنيم. نه اين كه همچون بشكه هاي سرشار نفت، كمترين سهم را در قيمت گذاري و بازاريابي اش ايفا كنيم. تاكيد رهبري در استفاده از توليدات داخلي، حتي از حد توصيه فراتر رفته و به فرماني حكومتي تبديل گشته است....
دغدغه رهبري همواره اين بوده كه بازار بكر و پرتقاضاي ايران، به ميز خدمت به كمپاني ها و شركت هاي بزرگ جهاني تبديل نشود و اين بازار ٧٥ميليوني، زمينه اشتغال جوانان همين كشور باشد. بخوانيد:
الف) همين جا راجع به محصولات توليدى كشور نكته‌اى را عرض كنم. دستگاه‌هاى دولتى بايستى عزم جزم داشته باشند بر اين كه جز توليدات داخلى، هيچ چيز ديگر مصرف نكنند. يعنى واقعاً در محصولاتى كه مشابه داخلى دارد، مطلقاً ممنوع بشوند كه از خارج چيزى وارد نكنند. آقاى رئيس جمهور به دستگاه‌هاى دولتى دستور بدهد. اگر مديران ما اراده كنند براى اين كه محصول ايرانى را، توليد ايرانى را به كار بگيرند، هم توليداتِ باكيفيت هست، هم خود اين كار موجب 
مي شود كيفيت توليدات داخلى بالا برود. اين كار را حتماً بايستى انجام بدهند.
ب) نكته‌ ديگر كه خطاب به همه‌ مردم كشور است، مصرف كالاى داخلى است. يكى از آفات موجود اجتماعى ما كه ريشه‌ آن، ميراث دوران طاغوت و دوران ظلمانىِ گذشته است، همين است كه افراد، دلبسته‌ به توليدات بيگانه باشند. يك وقت توليد داخلى نداشتيم، يك وقت توليد داخلى، توليد غيرقابل مصرفى بود. امروز اين طور نيست. امروز توليدات داخلى، توليدات مرغوب و مطلوبي است. در عين حال يك عده‌اى خوش شان مى‌آيد بگويند فلان نشان خارجى روى لباس شان هست يا روى وسيله‌ خوراكى‌شان هست. اين يك بيمارى است. اين بيمارى را بايد علاج كرد. اين كار، توجه نكردن به اين است كه ما در اين مملكت داريم زندگى مي كنيم. آن وقت پولى را كه در اين كشور به دست مى‌آوريم، مي ريزيم توى جيب يك كارگر خارجى، به زيان يك كارگر داخلى. اين معنايش اين است كه ما به نياز داخل، به كارگر داخل كه دارد زحمت مي كشد و جنس توليد مي كند، بى‌اعتنايى مي كنيم. مي رويم سراغ كارگر خارجى. اين خيلى عادت بدى است.
٢- هفته گذشته امام جمعه محترم مشهد در ديدار با كارگران نمونه استان، علي رغم توصيه به دستگاه هاي دولتي  مبني بر استفاده از توليدات داخلي، گفته بودند: چرا ما به مردم بگوييم شما حق استفاده از اتومبيل خوب را نداري و بايد با ماشين داخلي تردد كني كه وسط بزرگراه منفجر شود و خود و خانواده ات را از بين ببري؟ راقم اين سطور ضمن احترام به ديدگاه انتقادي خطيب محترم نسبت به صنعت خودروسازي كشور و درك دغدغه ها و نگراني هاي ايشان درخصوص سلامت خانواده هاي ايراني، توضيح چند نكته را در اين خصوص ضروري مي داند:
يكم: موضوع آتش گرفتن چند خودروي ساخت داخل، متعلق به سال هاي گذشته است و طي چند سال اخير، هيچ خبري در اين خصوص منتشر نشده است.

طبعا بازگويي و يادآوري يك اتفاق قديمي، كه ابعاد فني آن نيز روشن نشده است، كمكي به حمايت از توليد داخلي نخواهد كرد.
دوم: عمر مفيد صنعت خودروسازي كشور از سي سال تجاوز نمي كند. آن هم سي سالي پر افت و خيز كه رويكرد دولت ها به اين صنعت و ميزان حمايت شان از آن با نوسان مواجه بوده است. از چنين صنعتي نه بايد و نه مي شود انتظار معجزه داشت. صنعتي كه خودِ صاحب صنعت اش، اجازه تعيين قيمت كالاي توليدي اش را ندارد و بهره هاي مركب بانكي، كمرش را تا داده و از بسياري حمايت ها و معافيت هاي معمول كه در باقي كشورها، در حق خودروسازان شان روا مي دارند، محروم است. از چنين صنعتي چه قدر بايد توقع كرد؟ من جدول خلاصه اي از حمايت هاي مادي و معنوي ساير كشورها از صنعت خودروسازي كشورشان را تهيه كرده ام.(جدول صفحه اول) لطفا با ميزان حمايتي كه در كشور ما از صنعت خودروسازي 
مي شود، مقايسه كنيد. 
سوم: صنعت خودروسازي به واسطه اشتغال آفريني گسترده اي
كه دارد و به خاطر پويايي و تحركي كه در صنايع پايين دستي و بالادستي اش ايجاد مي كند، در همه كشورهاي جهان مورد حمايت ويژه دولت ها قرار دارد. در بحران اقتصادي آمريكا در سال٢٠٠٨، بيشترين حمايت هاي مالي، مالياتي و بيمه اي توسط دولت فدرال، از صنعت خودروي آن كشور به عمل آمد. چرا؟ چون اگر خودروسازي يك كشور به حركت درآيد، زنجيره اي
از صنايع و مشاغل و كسب و كارها در آن كشور به حركت واداشته مي شوند.
چهارم: انتقاد به پايين بودن كيفيت توليدات داخلي، تنها به صنعت خودروسازي محدود نمي شود. شما يك صنعت يا توليد ملي را نام ببريد كه غبارِ اين ايراد بر دامن اش ننشيند؟! آيا در توليد لوازم خانگي قوي عمل كرده ايم؟ در صنعت پوشاك و نساجي رقيب دنيا هستيم؟ در بازار الكترونيك حرف براي گفتن داريم؟ در كدام حوزه مي شود ادعا كرد ايراداتي كه به صنعت خودرو مي گيرند، در آن حوزه نيست؟ فقط شايد زعفران و پسته و قالي ايراني باشد كه آن هم توسط رقباي ما خريده و پس از بسته بندي، با برند آن كشورها راهي بازار مصرف جهاني مي شود.
مي دانيد علت اش چيست؟ اقتصاد ما به شدت بوي دلارهاي نفتي گرفته. تراز بازرگاني ما، بدون فروش نفت و گاز و ميعانات و توليدات پتروشيمي، تراز مثبتي نيست. ما هيچ گاه به درآمدهاي غيرنفتي احتياج نداشته ايم. نفت آن قدر پولساز و دلار آور بوده كه ضرورتي نداشته به صادرات چيز ديگري فكر كنيم. ما به پول مفتِ نفت عادت كرده ايم. 
کره جنوبی در هر يك از برنامه هاي پنج ساله توسعه اش، كوشيد اولویت‌های صادراتی خود را با توجه به بازار بین‌المللی و فرصت ها و تهديدهاي رقيبان در آن بازار طراحي كند. موضوعی که در برنامه‌های صادراتی ما هدف گذاری نشده است. ما به دلیل صادرات نفت، به صادرات غیرنفتی اهمیت نداديم. خودمان توليد كرديم و خودمان مصرف كننده توليدات مان بوديم و همين شد كه از گردونه رقابت با رقيبان خارجي بازمانديم:
خود گوييم و خود خنديم/  عجب مرد هنرمنديم 
پنجم: راه بالابردن كيفيت توليدات داخلي از باز گذاشتن در هاي
كشور روي محصولات خارجي عبور نمي كند. مگر توليدات چيني كه امروز عرض و طول و ارتفاع و حجم بازار ما را اشغال كرده و همه مغازه داران ما، فروشنده و كارپرداز توليدكنندگان آن كشور شده اند، مرغوب و باكيفيت هستند؟ مگر كشورهاي پيشرفته اي نظير ژاپن و كره جنوبي هم براي برانگيختن صنايع داخلي شان، به واردات افسارگسيخته روي آوردند؟
آلمان ها بعد از جنگ جهاني دوم، در باغچه خانه هاي شان سيب زميني كاشتند و در يك همبستگي ملي، گفتند تا موقعي كه كشورشان در توليد محصولات كشاورزي خودكفا نشود، روزي سه وعده، صبح و ظهر و شام، سيب زميني مي خوردند، اما لب به گندم وارداتي نمي زنند.
مهاتما گاندي، رهبر فقيد هندوستان، بدن اش را با يك تكه بورياي نادوز پوشاند و اعلام كرد حاضر نيست لباس دوخته شده اي بپوشد كه نخ آن در كارخانه هاي نخريسي انگليس توليد شده است.  
ششم: همه كشورها كوشيده اند لااقل يك برند ملی براي خودشان داشته باشند. دولت ها و مردمان شان براي برندي كه سال ها زحمت ايجاد و محبوب كردن اش را كشيده اند، اهمیت بسیاری قائل اند. آن ها نسبت به کیفیت توليداتي كه با این برند روانه بازار مي شود، حساس هستند. اين حس تعصب و تعلق ملي، مالك و توليدكننده آن برند را اخلاقا وامي دارد تا  پشتيبان برند مُلك و مملكت باشد. 
ما چه برندي را براي خودمان نگه داشته ايم؟ يك كفش ملي داريم كه آن هم اگر از نام اش خجالت نكشد، تعطيل مي كند. آن قدر پشت سر خودروي ملي مان حرف زده ايم كه خودمان هم باورمان شده خودروي ملي نداريم يا اگر هم داريم، به درد نمي خورد. حتما جوك هايي كه در اين بين ساخته اند را شنيده ايد:
مرگ حق است، [...] فقط يك وسيله است.
كدام ملت را ديده ايد كه با سرمايه هاي ملي اش اين طور رفتار كند؟ وقتي از مقدس ترين تريبون اين شهر گفته مي شود خودروي داخلي آتش مي گيرد و مردم ما مستحق بهترين ها هستند، نتيجه همين است كه خيابان هاي شهرهاي مان پر مي شود از مدل ها و مارك هاي رنگ به رنگ خارجي. همين مي شود كه دلارهاي نفتي، به جاي آن كه صرف عمران و بهداشت و آموزش كشور شود، براي خريد آخرين مدل ماشين هاي كمپاني هاي آمريكايي و كره اي و ژاپني هزينه مي شود. جالب آن كه چند روز پيش رهبري در ديدار با فرماندهان ناجا، جولان دادن برخی جوان های
سرمستِ غرورِ ثروت با خودروهای گران قیمت در خیابان ها را یکی از مظاهر ایجاد ناامنی روانی در جامعه برشمرده بودند.
سال ها زمان برده كه صنعت عريض و طويل خودروسازي در اين كشور سرپا شده است. بيش از سه ميليون نفر به طور مستقيم در صنعت خودروسازي و زنجيره تامين مشغول هستند. خودروسازي و صنايع جانبي اش، نظير قطعه سازي، خدمات حمل ونقل، بسته بندي و... عامل توسعه و پيشرفت كشورها هستند. كسي منكر فاصله داشتن كيفيت خودروهاي داخلي در مقايسه به محصولات خارجي نيست. اما راه حل اين فاصله، نفي توليد داخلي و گشودن آغوش مصرف به سوي كالاهاي خارجي نيست. مصرف كننده ايراني بايد از برند ملي اش حمايت كند، توليدكننده اين سرزمين بايست باكيفيت توليد كند و مدير و مسئول اين كشور نيز بايد از اين دو دفاع نمايد. تا عاقبت صنعتي كه سال ها است به پايش نشسته ايم ختم به خير شود.

 

« منبع خبری : دنیای اقتصاد » آخرین ویرایش : ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴, ۱۰:۳۸


نظر سنجی اقتصاد شرق

اخبار تصویری

پیشخوان خبر

یادداشت ها