وقتی سیل آمد سیل آوارگان کجا رفتند؟!

۲۴ تیر ۱۳۹۸ کد خبر : 2365
سیدحسین ثنایی‌نژاد

تا چشم گشوده، داخل خانه اش را آب گرفته است! تمام مایملک او نابود شده اند. به کجا بگریزد؟ چگونه از این بلای ناگهانی فرار کند؟ با خانه اش و آنچه از صدمه سیل در امان مانده چه کند؟! زن و بچه هایش را کجا ببرد؟ کاشانه گرم او دیگر جای ماندن نیست، اما پای رفتن آیا هست؟! کمی مقاومت می کند! باید ایستاد و سیل را شکست داد! اما آب امان نمی دهد و چاره ای جز رنج آوارگی را بر دوش کشیدن نیست! خانه را بدرود می گوید و غمگنانه به سوی بی سویی می‌رود، به امید سرپناهی!

داستان آوارگی سیل زدگان چنین غمناک آغاز می شود. آنها پای در راهی می نهند، پر فراز و نشیب و پر رنج و مشقت. آوارگی سیل شاید از زلزله هم بدتر باشد! زیرا به هنگام زلزله می‌توان چند متر آن سوتر از خانه، زیر سقف آسمان ایستاد و لااقل به خرابه های خانه نزدیک بود! در سیل اما جای ماندن نیست و گاه باید کیلومترها از سکونتگاه دور شد.

در جاده که از سوسنگرد به سوی بستان می رفتم ماشین های سواری و وانت های بسیاری را دیدم که خانواده هایی را از منطقه سیل دور می‌کردند. اما به کجا؟! این را از همکاران‌ دانشگاهیم در دانشگاه اهواز پرسیدم و آنها مرا به یکی از اردوگاه های این آوارگان بی پناه بردند! یک پادگان نظامی! با همان تشریفات امنیتی دژبانی در ورودی پادگان، اجازه ورود می گیریم. تا اینجای کار این کنترل امنیتی به دل می نشیند که اردوگاه امنی است! درون پادگان اما دنیای دیگریست!

جمعیتی مخلوط از زن و بچه و سالخوردگان و البته تعدادی هم جوان و نوجوان آواره ای را می بینم که در محوطه پادگان درون چادرهای سپید سازمان هلال احمر اسکان یافته اند. اما سازمان دهی چنین ترکیب جمعیتی در کنار سربازان و کادر نظامی پادگان که اکنون مرزی بین آنها نیست، بسیار نادرست و ضعیف است. به عنوان مثال استفاده از سرویس های بهداشتی در چنین ممزوجی از گروه های مختلف سنی و جنسیتی که هیچ آشنایی با هم ندارند یکی از این مشکلات است.

عجیب است! اگر در لرستان و گلستان سیل با چنین بزرگی و آوارگان بسیار نداشته ایم، تاریخ خوزستان مملو از چنین حادثه هایی است! اما اکنون همچنان اردوگاه هلال احمر در داخل پادگان است و به اندازه کافی مکان های خاص و امن برای این کار پیش بینی نشده اند.

امروزه‌ فراهم سازی سرویس های اسکان موقت، کار چندان دشواری نیست و در  خوزستان هم چیزی که فراوان است مکان هاییست که برای چنین کاری مناسبند. به خاطر دارم در زمان جنگ محل قرارگاه های نظامی بسیار عالی انتخاب می شد. بنابراین حد اقل همان مکان ها که بسیار زیاد هم هستند برای ایجاد اردوگاه اسکان موقت آوارگان قابل استفاده اند!

نکته جالبی که در زندگی آوارگان سیل خوزستان شاهد بودم، این بود که مردهای خانه عموما در روستاهای سیل زده شان مانده بودند، برای حفاظت از خانه ها و مایملک باقیمانده شان و ساکنین اردوگاه ها را عموما زنان و بچه ها و سالخوردگان تشکیل می دادند. چنین شرایطی کار اداره این اردوگاه ها را دشوارتر می کند!

مشکلات آوارگان فقط اسکان و غذا و بهداشت نیست که البته همه اینها مهم هستند و کمبودشان فاجعه آفرین است. مشکلاتی در زندگی آوارگان هست که باعث ده ها مشکل دیگر در ضمن بحران و پس از آن می شوند. مشکلات روحی و روانی و در معرض آسیب های امنیتی و عاطفی بودن زنان و کودکان از آن جمله اند.

همکار دانشگاهی ام که یک گروه بزرگ مددکاری ۸۰ نفره را در این اردوگاه ها سامان دهی کرده است، از همین مشکلات گفت و گفت که این گروه مددکار تلاششان بر این است تا بتوانند آرامش روحی به آنهایی بدهند که سیل کاشانه شان را برده و آوارگی آرامش شان را.

شوربختانه باید اقرار کنم بجز از همین گروه مددکار که داوطلبانه تشکیل شده بود، گروه های رسمی دیگری را در میان آوارگان ندیدم. اگرچه به من گفتند که مقام‌های بسیاری به این اردوگاه ها آمده اند، برای بازدید و گرفتن عکس در کنار بیچارگی آن بخت برگشتگان آزرده! و پس از تمام شدن عکاسی شان راهشان را گرفته و رفته بودند بی هیچ اثری از مددکاری شان!

آنقدر این کار تکرار شده بود که همین همکار دانشگاهی ام به ما توصیه اکید کرد از آوارگان عکس نگیریم. زیرا نسبت به این کار به شدت حساس شده بودند و باعث ناراحتی شان می شد.

مسائل آوارگان بسیار پیچیده، متنوع و زیاد هستند و نمی توان آنها را در یک‌ یادداشت کوتاه گرد آورد، مثنوی هفتاد من کاغذ است که این زمان بگذار تا وقت دگر.

عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی

اقتصاد شرق آخرین ویرایش : ۲۴ تیر ۱۳۹۸, ۱۲:۰۸


نظر سنجی اقتصاد شرق

اخبار تصویری

پیشخوان خبر

یادداشت ها