وقتی سیل آمد وضعیت حوضه های آبریز چگونه بود؟

۳ تیر ۱۳۹۸ کد خبر : 2340
باران که می بارد، دره های عمیق و بزرگ کوهستان ها مانند یک قیف عظیم قطرات باران را بر روی سطح شیب دار خود هدایت کرده و آنها را در جریان های بزرگ آبی به نام رودخانه ها و رودها به هم می پیوندند. بر همین اساس "حوضه آبریز" تعریف می شود که عبارتست از تمام منطقه ای که آب جاری شده بر سطح آن به یک خروجی ختم می شود.

 با اینحال ویژگی های هر‌ حوضه آبریز مانند شکل ظاهری دره ها از نظر شیب و جهت شیب(فیزیوگرافی)، جنس خاکی که کوهستان ها را پوشانده است، مقدار و نوع پوشش گیاهی روئیده بر گستره کوه ها و دره ها و مقدار سطح پوشیده از برف این پهنه های ناهموار، بر عملکرد این قیف عظیم برای به هم پیوستن جریان های آب جاری شده بر سطح آنها  تاثیر زیادی دارند.

به همین دلیل مدیریت آبخیزداری که در واقع کار نظارت بر همین ویژگی های حوضه های آبریز را انجام‌ می دهد، می‌تواند نقش تعیین کننده ای در شکل گیری سیلاب ها داشته باشد. هر قدر که حوضه های آبریز بزرگتر باشند و تغییرات مکانی ویژگی های آنها متنوع تر، این‌ مدیریت پیچیده تر است.

سیل های شمال و جنوب کشور از قضا در دو حوضه بسیار بزرگ رخ داده اند. حوضه آبریز کرخه که از استان های کرمانشاه و کردستان در شمال تا استان های ایلام و لرستان و خورستان در جنوب را شامل می شود با تنوع فیزیوگرافی و پوشش گیاهی بسیار متنوع و نیز حوضه آبریز گرگان رود که اگر نه به پیچیدگی کرخه ولی با درازای بیش از ۲۰۰ کیلومتر شرایط خاصی را دارند که همواره مستعد سیلاب های بزرگ می باشند.

وقتی برای بازدید از سیل استان گلستان رفته بودم، خوشبختانه مسیر هواپیمایی که با آن سفر کردم درست در امتداد گرگان رود بود و فرصت بسیار استثنائی برایم فراهم گردید تا با دقت وضعیت فیزیوگرافی و پوشش گیاهی این حوضه آبریز عظیم را مستقیما با چشم غیر مسلح از بالا مطالعه کنم. عکس هایی هم از آن مشاهدات تهیه کردم. یک نکته واضح و غیر قابل انکار از این بازدید برایم مسجل شد. اینکه متاسفانه پوشش جنگلی این حوضه در مقیاس بسیار گسترده هزاران هکتاری به طور کامل نابود شده و جای آن را زمین های کشاورزی گرفته بودند. این موضوع را می توان در عکس های ماهواره ای هم به آسانی دید. هیج تردیدی نیست که این جنگل زدایی که در نتیجه مدیریت ناصحیح آبخیزداری انجام شده است، تاثیر به سزایی بر شدت و مدت سیل گلستان داشته است.

در پایین دست نیز تغییرات عظیمی که در بستر رودخانه ها ایجاد شده اند و سدهایی که برای کنترل سیلاب احداث شده اند، داستان سیلاب ها را پر ماجراتر می‌کنند. این تغییرات به گونه ای هستند که بعضا باعث انحراف سیل شده و یا باعث ذخیره موقتی آب و سپس رها شدن آنها و تشدید جریان اصلی سیلاب می شوند. در همین جاست که مدیریت سدهای احداث شده نیز خود را نشان می دهد. سدهایی که گاه برای کنترل سیلاب احداث شده اند ولی خود باعث تشدید سیلاب می شوند. بررسی زمان آب گیری و سطح آب پشت سدهای بوستان، گلستان و وشمگیر در گرگان رود و سدهای کرخه و کارون و دز در حوضه های آبریز جنوب کشور مبین اشکالات جدی در مدیریت این سدها در زمان وقوع سیل های امسال است.

ایجاد مستحدثات مختلف در حاشیه رودخانه ها نیز از جمله مداخلات خطرناک انسان در حوضه های آبریز در جهت افزایش قدرت تخریبی سیل است. مواردی از این دست را در همین رودخانه هایی که دبی چندان زیادی هم ندارند می توان دید مانند رودخانه های زشک، کلات، بوژان و نظایر اینها! اگرچه عمق فاجعه در مسیر رودخانه های استان لرستان مانند شهرهایی نظیر پل دختر بسیار بیشتر بودند.

با توجه به این توضیحات مختصر معلوم می شود که مهمترین و اولین مسئله در مدیریت سیلاب، مدیریت آبخیزداری و به تبع آن مدیریت هوشمندانه و درست سدهای موجود در همه حوضه های آبریز کشور است.

عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد

اقتصاد شرق آخرین ویرایش : ۳ تیر ۱۳۹۸, ۱۰:۳۸


نظر سنجی اقتصاد شرق

اخبار تصویری

پیشخوان خبر

یادداشت ها