حکمرانی آب؛ ضرورتها و تدبیر

۱۵ مرداد ۱۳۹۷ کد خبر : 2130
تخریب منابع آب زیرزمینی در ایران و افت آب آنها از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۴۵ در بسیاری از دشتهای اصلی و بزرگ کشور مشاهده شد اما سوال اینجاست که چرا تدابیر دولت نتوانسته است روند افت منابع آب زیرزمینی را متوقف کند و چرا جامعه محلی عکس‌العملی نسبت به شرایط رو به زوال منابع آب زیرزمینی از خود نشان نداده است؟

 

 

در یک نگاه راه‌حل این موضوع تعادل‌بخشی از طریق کاهش مصارف به ویژه در بخش کشاورزی همزمان با افزایش بهره‌وری آب و حفظ سطح معیشت روستاییان از طریق الگوی کشت، ایجاد صنایع کوچک و... است. اما درباره اینکه کدام راه‌حل‌ها اولویت دارند باید گفت بزرگی مسئله معیاری برای گزینش راه‌حل‌های چاره‌ساز با آموزش آگاهی بخشی و توانمندسازی، رشد مهارت‌های مدیریتی مسئولان و رشد و ارتقای ابزارهای مدیریت آب است. زیرا در غیر این صورت در بسیاری از دشتهای بزرگ کشور آبی باقی نخواهد ماند.

در اصلاح بستر عملیاتی مداخلات انگیزشی به عنوان راه‌حل کوتاه مدت، بازیابی سرمایه اجتماعی و توانمندسازی برای مشارکت به عنوان راه‌حل میان مدت و تغییر نهادی و ساختاری به عنوان راهکار بلندمدت می‌تواند اثرگذار باشد که در مداخلات انگیزشی؛ انگیزش‌های مستقیم و غیرمستقیم برای کاهش تعداد درختها و انجام اقدامات فنی برای تقویت عملکرد درختهای پسته، افزایش قیمت انرژی و در مقابل ارائه یارانه‌های هدفمند برای بهبود بهره‌وری تامین بازار و نهاده‌های تولید و نیز ارائه تسهیلات مالی و آموزشی برای اقدامات کارآفرینانه سهل‌الوصول، می‌تواند راهگشا باشد.

در راهکار میان مدت می‌توان به فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی، فعالیت‌های گروهی مانند پایش جمعی بر منابع آب و بررسی اثرات اقدامات و جلب توجه و اعتماد سرمایه‌داران و افراد با نفوذ محلی برای حمایت از فعالیت‌ها اشاره کرد و در راهکار بلندمدت هم به اصلاح نظام مالکیت از حالت دولتی به گروهی، تعریف تشکیلات محلی برای انجام فعالیتهای پایه مجازات ارزیابی و اطلاع‌رسانی و نیز اقدامات نهادی و ساختاری برای تقویت توسعه اقتصادی کم‌آب‌بر اشاره کرد.

همچنین باید به این مهم توجه داشت که گرمایش جهانی در دهه‌های اخیر موجب تغییر نوع بارشها (کاهش شدید برف) و زمستانهای گرم شده است؛ روند گرمایش اکنون سرعت یافته و در اثر آن تجدیدپذیری منابع آب کاهش شدید می‌یابد و تا سال ۲۰۶۰ میلادی گرمای متوسط ۳ درجه افزایش خواهد داشت و این موضوع اقدامات سریع در تعادل‌بخشی مصرف آب در بخش کشاورزی را ضروری‌تر نشان می‌دهد.

در تعادل‌بخشی، توجه همزمان به سه موضوع مدیریت آبیاری یعنی بازده یکنواختی و کفایت، بهره‌وری آب کشاورزی و پایداری منابع آب بسیار مهم است؛ مدیریت آبیاری در ۵ مقیاس مکانی صورت می‌پذیرد که عبارتند از ملی یا منطقه‌ای، حوضه آبریز، شبکه آبیاری، مزرعه و قطعه و گیاه.

در کاهش مصرف آب بخش کشاورزی باید به دیدگاه‌های افراد دخیل در این موضوع در زمینه سود توجه کرد؛ کشاورزان به دنبال بیشینه کردن سود حاصل از کاربرد آب و سایر نهاده‌ها هستند؛ به عبارت دیگر برآنند تا فاصله ارزش نهایی محصول تولید شده را با هزینه‌ها حداکثر کنند. در این تلاش با توجه به قیمت‌های نهاده و ستانده در بازار کشاورزان الگوهای کشتی را انتخاب می‌کنند که سود را افزایش دهد علاوه بر این عوامل محدودکننده نیز بر تصمیم آنها اثرگذار است؛ برای مثال هنگامی که آب نسبت به زمین کمیاب است کشاورزان محصولاتی را انتخاب می‌کنند که بازگشت سرمایه را نسبت به منابع آبی حداکثر کند و در چنین شرایطی بهبود بهره‌وری آب هدف هر کشاورزی خواهد بود که با روش‌های سخت و یا نرم فراهم می‌شود.

اما از منظر منافع عمومی هدف نهایی برای مدیریت منابع آب بیشینه کردن سود خالص ضمن لحاظ کردن پایداری توسعه است. مهمترین منابع آن عبارتند از تامین امنیت غذایی برای همه مردم، کاهش فقر، ایجاد اشتغال، بسط عدالت و برآورده کردن نیاز آبی اکوسیستم. بنابراین، سود خالص نتیجه تفاضل کلیه هزینه‌ها از کلیه درآمدها است و در شرایط محدودیت منابع آبی، امکان افزایش سطح تامین آب وجود ندارد. در این حالت تنها راه افزایش سود خالص از طریق افزایش بهره‌وری جامع آب در سطح حوضه است.

 

اما توجه به این نکته مهم است که با منابع آبی محدود، منفعت در افزایش بهره‌وری آب است که منجر به پدید آمدن فرصت تامین آب برای تقاضاهای جدید می‌شود. افزایش بهره‌وری آب در کشاورزی فاریاب می‌تواند منشاء مزایا یا هزینه‌های تحمیلی بر دیگران باشد؛ از جمله اثرات مثبت خارج از مزرعه جریان برگشتی قابل استفاده برای پایین دست حوضه و نیز صرفه‌جویی در برداشت آب است و از جمله اثرات منفی، خسارتهای کوتاه‌مدت و بلندمدت ناشی از تخلیه بیش از حد زه‌آبها و نفوذ عمقی است که می‌تواند منجر به شور و ماندابی شدن اراضی مجاور و پایین دست و یا تخریب کیفیت منابع آب به ویژه آبهای زیرزمینی شود. بدیهی است در محاسبه سود خالص، هزینه فرصت‌ها هم باید به حساب آورده شوند. هزینه فرصت شامل ارزش افزوده آب در کاربردهای جایگزین است؛ علاوه بر این، بعد زمان و بعد مکانی را نیز باید در نظر گرفت یعنی آیا آب در آینده ارزش بیشتری خواهد داشت و آیا ارزش آب در جاهای دیگر بیشتر است؟

اما در بحث تعادل بخشی مصرف آب در بخش کشاورزی، توجه به فرصت بهبود بهره‌وری آب کشاورزی نیز بسیار مهم است؛ این به معنای ارتقاء بهره‌وری آب سبز و آب آبی، افزایش بهره‌وری آب در تولیدات دامی و شیلات، کاهش هدررفت اجزای تولید به منظور افزایش بهره‌وری در هر متر مکعب آب و اعمال مدیریت یکپارچه در حوضه آبریز به منظور کسب حداکثر منفعت عامه است.

 

عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد

اقتصاد شرق آخرین ویرایش : ۱۵ مرداد ۱۳۹۷, ۱۲:۳۹


نظر سنجی اقتصاد شرق

اخبار تصویری

پیشخوان خبر

یادداشت ها