ضرورت کانالیزه کردن کمک به کارتن‏خواب‎ها

۱۶ آذر ۱۳۹۴ کد خبر : 1203
غلامرضا حسنی* کارتن‎خوابی آسیب اجتماعی ناشی از نبود تعادل به ویژه در حوزه اقتصادی و اجتماعی است و حتی می‌تواند جنبه فرهنگی هم داشته باشد.

ناکارآمدی که در سیستم اجتماعی در پاسخگویی به برخی نیازها وجود دارد منجر به کارتنخوابی می‌شود؛ در واقع کارتنخوابی پیامد عدم تعادل در نظام اجتماعی شهرنشینی یا نظام اقتصادی است.

برای بررسی کارتنخوابی نباید آن را مستقل از عوامل زیرساختی در نظر گرفت؛ برخی از این افراد دچار اعتیاد هستند و مشکل برخی دیگر از آنها فروپاشی نهاد خانواده و طرد شدن از منزل است، بعضی دیگر دچار مشکلات اقتصادی هستند و تعدادی نیز از آسیبهای شخصیتی رنج میبرند؛ این عوامل ممکن است به کارتنخوابی و به نوعی انزوا منجر شود.

نظام حمایتی در بحران‏های اقتصادی باید فعال شود تا حداقل این بحران‏ها منجر به بحرانهای دوم نشوند تا برای مثال اگر این افراد اعتیاد دارند، دچار کارتنخوابی نشوند؛ باید نظام حمایتی وجود داشته باشد تا هنگام ایجاد این آسیبها اقدام به کنترل آنها کند.

سازمان‏‌ها و نظامهای شهری باید این نوع زیست اجتماعی را کاملا تحت کنترل داشته و نظامهای حمایتی برای آن در نظر بگیرند. در گذشته در شهرها افراد آسیبدیده وجود داشتند اما کارتنخوابی جلوه جدیدی از زیست اجتماعی است که به علت کاهش سرمایه اجتماعی درونگروهی و دایره خویشاوندی و محلی در شهرهای مدرن دیده میشود و در نتیجه این کاهش سرمایه اجتماعی افراد آسیب‏دیده در سطح شهر پراکنده میشوند زیرا قبلا این افراد تحت حمایت اعضای خانواده و محله قرار می‏گرفتند و به کوچه و خیابان کشیده نمی‏شدند؛ به تدریج با کاهش سرمایه اجتماعی درونگروهی، نظامهای خویشاوندی کارکرد خود را در این زمینه از دست دادهاند و در نتیجه شاهد پدیده کارتنخوابی هستیم؛ علاوه بر این نهادهای موازی نیز به صورت همزمان شکل نگرفتهاند؛ به عبارت دیگر با تضعیف شدن سرمایه اجتماعی که از افراد آسیب‏دیده در درون محله و خانواده حمایت میکرد، نهادهای بیرونی که باید این خلأ را پر کنند، نیز به درستی شکل نگرفتند در نتیجه این پدیده به صورت خیابانی جلوه خود را نشان میدهد.

کمک به این کارتنخواب‌ها باید کاملا سازمانیافته باشد و از طریق تشکل‏های مردمنهاد یا نهادهای رسمی و صندوق‏های خیریه صورت گیرد؛ کمکها نباید به صورت مستقیم در محیط انجام شود زیرا گاهی دستهای ما دستهای فقرپرور است و باعث افزایش کارتنخوابی می‌شود.

باید این افراد را یا توانمند کرد تا از این سیکل اجتماعی معیوب خارج شوند یا باید محیطهایی به عنوان سرپناه برای این افراد در نظر گرفت؛ چنین فضاهایی معمولا در تمام کشورها وجود دارد. باید نظام حمایتی از این افراد آسیب‌دیده ایجاد شود؛ گاهی اوقات مبالغ قابل توجهی برای کمک به این کارتن‏خوابها پرداخت می‏شود؛ اگر تاکنون کمک به این افراد به صورت غیرمستقیم و از طریق سازمانها و سمنهای مربوط پرداخت می‎شد، شاید کارتنخوابی در شهر وجود نداشت.

شهروندان باید آموزش ببینند که یکی از مهارتهای شهروندی در حوزه کمک به آسیب‌دیدگان کانالیزه کردن و ارتباط با سازمانها و نهادهاست؛ البته نکته‏ای که وجود دارد این است که این نهادها و سازمانها نیز باید بیلان کاری ارائه دهند و باید آثار این کمک‏ها در شهر مشاهده شود.

شاید یکی از دلایلی که مردم به صورت مستقیم اقدام به کمک میکنند این است که مردم به این سازمان‏های اجتماعی بیاعتماد هستند اما به هر حال باز هم کمک از طریق این سازمان‏ها نسبت به روش مستقیم مشروعیت بیشتری دارد زیرا کمک مستقیم ممکن است باعث تقویت کارتنخوابی شود؛ کمک‎های بی‎برنامه باعث می‎شود فرد به این زیست اجتماعی عادت کند و زمانی که ملزومات زندگی و خرج اعتیاد وی از طریق این کمک‌ها تأمین شود، در عمل این نحوه زیست اجتماعی معیوب تقویت می‎شود و در واقع به یک الگوی زیست اجتماعی معیوب پاداش داده می‎شود و آنگاه ممکن است شیادانی هم پیدا شوند که برای کسب درآمد اقدام به کارتنخوابی میکنند.

به لحاظ نظری، جامعه، نظام حمایتی را به صورت واقعی تشکیل نداده است؛ البته چنین نظامهایی به صورت کم و بیش وجود دارند اما عملکرد منسجمی ندارند و بیشتر به صورت جزیرهای عمل میکنند؛ این نظام‎ها باید در سطح شهر متمرکز شوند و اندیشگاههای متمرکزی هم داشته باشند و تمام گروه‌های آسیبدیده را تحت پوشش قرار دهند؛ راهکار دیگر این است که از افزایش این افراد آسیب‏دیده جلوگیری شود و زمینه این امر کارآمد کردن جامعه است؛ باید نظامهای مشاورهای در جهت تقویت نهاد خانواده، آموزش مهارتهای زندگی نوین و ... فعالیت کنند؛ با این حال هر اقدامی هم که انجام شود، میزانی از این آسیبها وجود دارد زیرا نمیتوان این آسیبها را در جامعه به صفر رساند و در نتیجه این نهادهای حمایتی باید آمادگی لازم را داشته باشند تا در موارد این چنینی ورود پیدا کرده و خلأ موجود در سیستم اجتماعی را پُر کنند؛ عملکرد این نظام‌های حمایتی نیز اهمیت دارد؛ این نظام‌های حمایتی نباید فرد را به یک مبلغ پول و کمک وابسته کنند بلکه باید در راستای توانمندسازی این افراد آسیبدیده گام بردارند تا عزت نفس و کرامت انسانی این افراد دچار آسیب نشود.

*عضو هیأت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد

« منبع خبری : دنیای اقتصاد » آخرین ویرایش : ۱۶ آذر ۱۳۹۴, ۰۹:۵۴


نظر سنجی اقتصاد شرق

اخبار تصویری

پیشخوان خبر

یادداشت ها