شهری برای فروش!

۲ آذر ۱۳۹۴ کد خبر : 1172
حسین ثنایی‌نژاد شهر یک مکان جغرافیایی است که دارای هویت مشخصی است. هویتی که گاه چونان موجودی زنده تلقی می‎شود. انسان‎ها به آن وابستگی عاطفی پیدا می‎کنند و در تاریخ و فرهنگ و ادبیاتشان مفهومی متعالی می‌یابد.

در نگاه انسان شهر می‎تواند شاد باشد، غمگین باشد، سرفراز باشد یا مظلوم و زوال‌پذیر و دارای چنان شخصیتی که مستقیما مخاطب قرار گیرد:

«ای بخارا شاد باش و شاد زی!»

یا:

«خوشا شیراز و وضع بی‎مثالش، خداوندا نگه‎دار از زوالش»

از منظر فنی اما «شهر، محلی است با حدود قانونی که از نظر بافت ساختمانی، اشتغال و سایر عوامل دارای سیمایی با ویژگی‎های خاص خود است؛ به‎طوری که اکثریت ساکنان دائمی آن، در مشاغل کسب، تجارت، صنعت، کشاورزی، خدمات و فعالیت‌های اداری، اشتغال داشته و در زمینه خدمات شهری، از خودکفایی نسبی، برخوردار و کانون مبادلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی حوزه جذب و نفوذ پیرامون خود باشد.»

با چنین مشخصات و تعریفی از شهر است که رشته‌های دانشگاهی بسیار با موضوع شهر تدوین و تأسیس شده است. رشته‌های طراحی شهری، مدیریت و برنامه‌ریزی شهری، معماری و شهرسازی و  ...و در همین راستا بر اساس مطالعات، پژوهش‎ها و تجربیات علمی و تخصصی بسیار بوده که «طرح جامع شهر» و «طرح تفصیلی شهر» به وسیله متخصصان تهیه و تدوین شده است.

«طرح جامع» (Master plan) تعیین‌کننده خط مشی اصولی و کلی سیاست‌های شهری است.

طرح تفصیلی شهری (Detailed plan) طرحی است که بر اساس معیارها و ضوابط کلی طرح جامع، نحوه استفاده از زمین‌های شهری را در سطح محلات مختلف شهر و موقعیت و مساحت دقیق زمین برای هر یک از آن‌ها و وضع دقیق و تفصیلی شبکه عبور و مرور و میزان تراکم جمعیت، تراکم در واحدهای شهری، اولویت‌های مربوط به مناطق بهسازی، توسعه و حل مشکلات شهری و موقعیت کلیه عوامل مختلف شهری در آن تعیین می‌شود».

در تهیه این طرح ها سعی می‎شود تمام مؤلفه‎های موثر بر زندگی شهری و نیز امکانات زیرساختی و منابع و شرایط طبیعی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی هر شهر مورد توجه قرار گیرند. این طرح‎ها برای این هستند که مدیران شهری بر اساس تجربیات محدود شخصی و سازمانی خود اقداماتی در شهر انجام ندهند که به بقیه بافت و اهداف شهر لطمه بزند. با اینکه تقریبا تمام شهرهای ما از جمله مشهد دارای طرح جامع و طرح تفصیلی هستند اما عموما این طرح‌ها از طرف سازمان‌های مسئول و خود شهرداری ها چندان مورد توجه قرار نگرفته و فعالیت‎هایشان در چارچوب آن‎ها تنظیم نمی‎شوند.

مقوله «فروش شهر» دقیقا در چنین جایگاهی ظهور یافته است. در واقع چون شهرداری ناظر بر حسن اجرای طرح‌های جامع و تفصیلی شهر است، خود این ناظر اغلب چارچوب‎شکنی می‎کند؛ بدین معنی که زمین‎های شهری را که برای کاربری مشخص و با تراکم مشخص در طرح جامع و تفصیلی تعیین شده‎اند به اختیار خود و بی‎توجه به تأثیر آن بر بقیه قسمت‎های طرح، تغییر کاربری یا تغیبر تراکم می‎دهد و بابت این کار خبط و خطا از کسانی که قرار است تخلف قانونی مرتکب شوند و بر خلاف طرح‌‎های تدوین شده ساختمان‌سازی کنند، پول‌های هنگفتی گرفته و برایشان مجوز صادر می‌کند!

گاهی نیز سایر سازمان‌ها از عدم صراحت قانون شهرداری‌ها سوءاستفاده می‌کنند و همین شهرداری شهر فروش را دور می‎زنند! نمونه‌ای را سراغ دارم که یکی از سازمان‌های قدرتمند در زمینی که کاربری آموزشی دارد هتل 20 طبقه‌ای ساخته است اما نام آن برج عظیم را هتل نگذاشته و «مرکز رفاهی فرهنگی آموزشی» نامیده است تا کاربری آن را ففط در ظاهر توجیه کند! لازم به ذکر است که تراکم مجاز برای احداث بنا در همان زمین «کم» یعنی حداکثر دو طبقه روی پارکینگ است!

چنین است که شهرهای ما خارج از ضابطه‌های علمی و فنی بی‏هیچ حساب و کتابی به صورت کاریکانوری رشد می‌کنند و به ندرت می‌توان برایشان هویت مشخصی را یافت.  برج‌سازی‌ها غالبا در مناطقی انجام می‎شود که خیابان‌های اطراف آن مطلقا کشش چنان تراکمی را ندارند و سایر خدمات شهری نیز پاسخگوی نیازهای آن‌ها نیست.

توجیه شهرداری‌ها برای چنین اقدام خلافی معمولا عدم توانایی در تأمین بودجه‌های خدمات شهری و نیز عدم وجود قوانین محکم برای وصول عوارض شهری از شهروندان است؛ آن‎ها می‎گویند از سر ناچاری اقدام به فروش شهر می‌کنند. اما و هزار اما که باید توجه ایشان را به موضوعی اساسی جلب کرد؛ فروش شهر که در واقع چیزی نیست جز فروش قاعده‎مندی، هویت و پایداری شهری البته پول هنگفتی را برای تأمین بودجه جاری خدمات شهری فراهم می‎سازد اما به چه قیمتی؟! به قیمت جبران‎ناپذیر در هم‎ طنیده شدن مشکلات عظیم اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی- امنیتی شهر در سال‎های نه چندان دور آینده.

من نمی‎دانم چگونه است که چشم سیاست‏گذاران ارشد مملکتی بر تأثیر مخرب چنین کاری بر وضعیت آینده شهرها بسته مانده و نمی‎توانند ارزیابی درستی از بغرنجی این شرایط در آینده داشته باشند.

و اما راه حل: شهرداری باید به دنبال وضع قوانینی باشد که او را در وصول عوارض شهرداری از شهروندان توانا سازد و نیز دولت باید در چارچوب حفظ امنیت عمومی شهروندان و به تبع آن امنیت نظام، کسری بودجه شهرداری‎های کلان‎شهرها را در بودجه عمومی کشور پیش‌بینی و پرداخت کند. در کنار این‌ها باید قوانین شهرداری‌ها اصلاح شوند به طوری که افراد و سازمان‌ها نتوانند از خلأ و ابهام قانون سود جسته و شهرخواری کنند.

باید همه دست‌اندرکاران مدیریت شهری خود را به شدت مقید کنند که به جز در چارچوب طرح‌های جامع و تفصیلی هیچ اقدامی انجام ندهند و چنان‌چه این طرح‎ها دارای نقائصی است، صرفا بر اساس مطالعات علمی و فنی نسبت به اصلاح آن‌ها اقدام کنند.

عضو هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد

« منبع خبری : دنیای اقتصاد » آخرین ویرایش : ۲ آذر ۱۳۹۴, ۰۹:۳۸


نظر سنجی اقتصاد شرق

اخبار تصویری

پیشخوان خبر

یادداشت ها